میشل پلاتینی متولد شد
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

55 سال پیش در روز 21 ژوئن سال 1955 میلادی میشل پلاتینی مرد پا طلایی فوتبال فرانسه ، اروپا و جهان در شهر ژوف واقع در منطقه مورت و موزل فرانسه متولد شد.در آن زمان کسی تصور نمی کرد که این نوزاد روزی مبدل به یکی از بزرگترین فوتبالیست های تاریخ این ورزش پرطرفدار شود.

میشل کوچک از دوران کودکی توسط پدرش که کاپیتان یک تیم محلی بود با شادی های فوتبال آشنا شد.در سال 1966 میلادی در سن 11 سالگی میشل به تیم زادگاهش آ س ژوف پیوست و تا سال 1972 میلادی در این تیم عضو بود.

او در سال 1972 میلادی فوتبال حرفه ای را در باشگاه نانسی آغاز می کند و تا سال 1979 میلادی عضو این باشگاه بود و همراه این باشگاه در سال 1978 میلادی قهرمان جام باشگاه های فرانسه می شود.

سپس میشل به باشگاه سن اتین پیوست و در سال 1981 میلادی با سنت اتین بار دیگر جام باشگاه های فرانسه را تصاحب می کند.

میشل پلاتینی که در اوج شهرت قرار داشت در سال 1982 میلادی سن اتین را ترک کرده و عضو باشگاه یوونتوس ایتالیا می شود و تا سال 1987 میلادی با یوونتوس افتخارات زیادی را کسب می کند: 2 بار در سال های 1984 و 1986 قهرمان جام باشگاه های ایتالیا می شود ، قهرمان جام حذفی ایتالیا در سال 1983 ، قهرمان جام در جام اروپا در سال 1984 ، قهرمان سوپرجام اروپا در سال 1984 ، قهرمان جام باشگاه های اروپا در سال 1985 و قهرمان جام بین قاره ای باشگاه ها در سال 1985 میلادی.

اما علاوه بر افتخارات باشگاهی میشل پلاتینی با تیم ملی فرانسه نیز به افتخارات معتبری دست یافت. 

او 72 بار برای تیم ملی فرانسه بازی کرد و در این مدت41 گل برای فرانسه به ثمر رساند که تنها تیه‌ری آنری در سال 2007 توانست رکورد تاریخی او را شکسته و عنوان بهترین گلزن تیم ملی فرانسه را از آن خود کند.

میشل به عنوان بهترین بازیکن اروپا 3 بار توپ طلایی را درسال 1983 ، 1984 و 1985 دریافت کرده است.

میشل پلاتینی با تیم ملی فرانسه 3 بار در جام جهانی فوتبال حاضر شد: آرژانتین 1978 ، اسپانیا 1982 و مکزیک 1986 میلادی که در 2 جام جهانی آخر تیم ملی فرانسه به مرحله نیمه نهایی رسید و در هر دوبار علی رغم بازی بسیارفوق العاده با بداقبالی به مکان های چهارم و سوم قناعت کرد.

میشل پلاتینی با تیم ملی فرانسه در سال 1984 میلادی قهرمان جام ملت های اروپا شد.

میشل پلاتینی با پیراهن شماره 10 یک کاپیتان فوق العاده برای تیم ملی فرانسه محسوب می شد.او یک بازیگردان بی نظیر و یک گلزن هشیار بود که پاس های عالی طلایی اش و گلهای زیبایش هرگز از خاطره دوستداران فوتبال محو نخواهد شد.

میشل پلاتینی در سال 1987 به عنوان یک بازیگر خود را بازنشسته کرد اما هرگز از فوتبال جدا نشد.میشل پلاتینی امروز رئیس یوفا است.

به این ترتیب ، در روز 21 ژوئن سال 1955 میلادی میشل پلاتینی مرد پا طلایی فوتبال فرانسه ، اروپا و جهان در شهرژوف فرانسه متولد شد.

میشل پلاتینی با نبوغی که در فوتبال داشت به یکی بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال جهان تبدیل شد.

او در دوران بازیگریش در مجموع 353 گل به ثمر رساند که 41 گل آن در تیم ملی فرانسه و 103 گل در تیم یوونتوس به ثمر رسیدند.

میشل پلاتینی یک بازیگر خلاق بود که با فکر بازی می کردو نکته بسیار مهم دیگر در این فوتبالیست برجسته حسن اخلاق ، جوانمردی در فوتبال ، احترام به حریفان بود که همراه با مهارت فوق العاده اش در فوتبال از او یک بازیکن مثال زدنی ساخت.


انحلال رژیم سلطنتی ایتالیا
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢   کلمات کلیدی:

64 سال پیش در روز 2 ژوئن سال 1946 میلادی مردم ایتالیا با شرکت در یک همه پرسی برای انتخاب حکومت خود میان رژیم سلطنتی و رژیم جمهوری به رژیم جمهوری رای دادند و به این ترتیب حکومت سلطنتی در ایتالیا برچیده شد.

براساس قانون اساسی جدید ، رئیس جمهور به عنوان رئیس کشور با رای گیری در مجلس سنا ،مجلس نمایندگان و شورای نمایندگان منطقه ای برای مدت هفت سال انتخاب می شد.

براساس قانون اساسی سال 1948 ، دو مجلس سنا با 315 کرسی و مجلس نمایندگان با 630 کرسی قوه مقننه کشور ایتالیا محسوب شدند.

نمایندگان این دو مجلس در انتخابات عمومی برای یک دوره 5 ساله انتخاب می گردیدند.

پس از انحلال حکومت سلطنتی ایتالیا ، مجلس موسسان انریکو دونیکولا را به عنوان رئیس جمهور موقت انتخاب کرد تا پس از تدوین قانون اساسی ، انتخابات عمومی برگزار شود و نمایندگان مجلسین سنا و نمایندگان و شورای نمایندگان منطقه ای رئیس جمهور کشور را انتخاب کنند.

همچنین سرود ملی ایتالیا تغییر کرد و سرود ملی جدید با الهام از ریسورجیمنتو (دوره ای درقرن نوزدهم که وحدت ایتالیا تحقق یافت) انتخاب گردید.

در همه پرسی عمومی برای انتخابات میان حکومت سلطنتی یا جمهوری ، 12.7میلیون نفر به رژیم جمهوری و 10.7 میلیون نفر به ابقای رژیم سلطنتی رای دادند.

به این ترتیب در روز 2 ژوئن سال 1946 میلادی رژیم سلطنتی ایتالیا منحل شد.اومبرتو دوم ، آخرین پادشاه ایتالیا کشور پرتغال را به عنوان تبعیدگاه خود انتخاب کرد.


پایان جنگ بریتانیا با بوئرها
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٠   کلمات کلیدی:

108 سال پیش در روز 31 مه سال 1902 میلادی در منطقه ورینیگینگ در آفریقای جنوبی ، با امضای یک پیمان صلح جنگ 30 ماهه میان بوئرها و نیروهای ارتش بریتانیا پایان گرفت.در خاتمه جنگ های دوره ناپلئون در سال 1814 میلادی ، بریتانیا مستعمره هلندی کیپ در آفریقای جنوبی را به مستعمرات خود منضم کرد.

مهاجرین هلندی این ناحیه که بوئر خوانده می شدند (بوئر در زبان هلندی به معنی دهقان است) می خواستند سنت ها و مذهب کالوینیست خود را حفظ کنند.

آنها برای فرار از استعمار بریتانیا با کاروان های زیادی به سوی شمال کوچ کردند. این کوچ دستجمعی بین سال های 1835 تا1837میلادی انجام شد .

بوئرها در مسیر کوچ خود با قبایل زولو برخورد کردند و جنگ های خونینی بین آنها در گرفت. بوئرها در سرزمین هایی که از چنگ قبایل زولو خارج کرده بودند ، جمهوری ناتال را تاسیس کردند.

اما بریتانیایی ها که به این منطقه ساحلی و استراتژیک چشم دوخته بودند ، آن ناحیه را نیز به تصرف درآوردند. بوئرها به ناچار به ناحیه مرکزی آفریقای جنوبی کوچ کرده و جمهوری ترانسوال و دولت آزاد اورانژ را تاسیس کردند.

این خرده کشورها هنگام تاسیس به ترتیب دارای 25 هزار و ده هزار جمعیت سفید پوست بودند. اما با کشف طلا در سال 1886میلادی در ویتواترسراند در قلب اراضی بوئرها ، توجه بریتانیایی ها به این ناحیه جلب شد.

لندن برای خاتمه دادن به مساله بوئرها قوانین تبعیض آمیزی را به آنها تحمیل کرد تا بتواند از آنها بهانه ای به دست آورد.در عین حال جوزف چمبرلن ،نخست وزیر بریتانیا تهدیدات علیه پل کروگر ،رئیس جمهور سالخورده بوئرها را افزایش داد.

سرانجام در 9 اکتبر سال 1899میلادی ، چمبرلن به کروگر اعلان جنگ داد. بوئرها با شجاعت و دلاوری در مقابل ابرقدرت آن زمان مقاومت کردند و در چندین نبرد در برابر نیروهای بریتانیا پیروز شدند.

در روز 5 ژوئن سال 1900میلادی جنرال انگلیسی هوراشیو کیچنر شهر ژوهانسبورگ را تصرف کرد.بوئرها علیه نیروهای اشغالگر دست به جنگ های چریکی نامنظم زدند.

بریتانیایی ها برای جلوگیری از حملات چریکی ، اردوگاه های محصوری را ایجاد کرده و بیش 200 هزار بوئر از مرد و زن و کودک را در شرایط رقت باری در این اردوگاه ها اسکان دادند .

بیش از 30 هزار نفر از بوئرها به دلیل شرایط بسیار نامساعد جان خود را در این اردوگاه ها از دست دادند.

در این نخستین جنگ بزرگ مستعمراتی که دو قوم اروپایی به جان هم افتادند از صد هزار مبارز بوئر 7000 هزار نفر کشته شدند (بدون احتساب قربانیان غیرنظامی اردوگاه ها) و از 500 هزار سرباز بریتانیایی که به جنگ اعزام شده بودند ، 22 هزار نفر به قتل رسیدند.

سرانجام بریتانیایی ها در پیروس توانستند بوئرها را به سختی شکست دهند و ترانسوال و اورانژ استقلال خود را از دست دادند .

بریتانیا برای جلوگیری از قیام دوباره بوئرها ، حقوق مدنی ، زبان بوئرها موسوم به افریکانس را به رسمیت شناخته و لندن تعهد کرد غرامت جنگی برای جبران خسارت ها به بوئرها بپردازد.

به این ترتیب در روز 31مه سال 1902 میلادی جنگ خونین بوئرها و امپراتوری بریتانیا در منطقه ورینیگینگ با امضای یک پیمان صلح خاتمه یافت. این برای نخستین بار بود که امپریالیسم بریتانیا با یک مقاومت بی سابقه مردمی مواجه شده بود.


پاسترناک خالق دکتر ژیواگو درگذشت
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩   کلمات کلیدی:

50 سال پیش در روز 30 مه سال 1960 میلادی ، بوریس پاسترناک نویسنده روس ،برنده جایزه نوبل ادبیات و خالق کتاب جاودانی «دکتر ژیواگو» درگذشت.

بوریس لئونیدوویچ پاسترناک در روز 10 فوریه سال 1890 در مسکو و در خانواده ای هنرمند و هنرشناس متولد شد. پدرش لئونید پاسترناک یک نقاش و مادرش روزا کافمن نوازنده پیانو بود.

تولستوی ، ریکله و اسکرپابین از جمله هنرمندان مشهوری بودند که از دوستان خانوادگی پاسترناک محسوب می شدند. بوریس ابتدا به تحصیل موسیقی پرداخت و سپس در دانشگاه سنت پترزبورگ در رشته حقوق فارغ التحصیل شد.اما سرانجام رشته مورد علاقه اش ادبیات را برگزید.اودر سال 1912 به ایتالیا رفت.سپس در دانشگاه ماربورگ به تحصیل فلسفه پرداخت.

نخستین نوشته های بوریس پاسترناک یک آینده نگری روشن بینانه را نشان می دادند. پس از وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه ، بوریس محتاطانه با واقعیت اجتماعی و ادبی اتحاد شوروی برخورد کرد.

در سال 1922 میلادی انتشار کتاب شعر «خواهرم» بوریس را صاحب شهرت و محبوبیت در روسیه کرد.

در سال 1958 میلادی کتاب «دکتر ژیواگو» جایزه نوبل ادبیات را نصیب بوریس پاسترناک کرد. کتابی که در آن زمان در روسیه منتشر نشده بود.

پاسترناک کتاب «دکتر ژیواگو» را در سال 1955 نوشته بود ، اما هیچ ناشری در روسیه حاضر به چاپ آن نشد. تا این که ناشر ایتالیایی فلترینلی در سال 1958 این کتاب را در ایتالیا منتشر کرد و در همان سال جایزه نوبل ادبیات به «دکتر ژیواگو» اختصاص یافت.

اما دولت اتحاد شوروی پاسترناک را به شدت تحت فشار قرار داد تا این جایزه را نپذیرد.

مقامات شوروی عقیده داشتند شاهکار پاسترناک «دکتر ژیواگو» یک کتاب ضد انقلابی است. انجمن نویسندگان شوروی ، بوریس پاسترناک را در سال 1958 از جمع خود اخراج کردند.

به این ترتیب، در روز 30 مه سال 1960 میلادی بوریس پاسترناک خالق کتاب جاودانی «دکتر ژیواگو» که از همه طرف تحت فشار قرار داشت ، درگذشت.

در سال 1965 داستان «دکترژیواگو » به کارگردانی دیوید لینز و نقش آفرینی بازیگران بزرگی از جمله عمر شریف ، جولی کریستی ، جرالدین چاپلین ، الک گینس و... روی پرده سینما جاودان شد و این فیلم چند جایزه اسکار را به خود اختصاص داد.

پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 ، آکادمی نوبل جایزه نویسنده را به بازماندگان او اهدا کرد.


درگذشت پتر پل روبنس
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩   کلمات کلیدی:

370 سال پیش در روز 30 مه سال 1640 میلادی پتر پل روبنس نقاش بزرگ فلامان در سن 63 سالگی در شهر آنتورپ (در بلژیک امروزی) درگذشت.او از خود مجموعه ای غنی و متنوع برجا گذاشت تا نامش به عنوان بزرگترین نقاش سبک باروک در تاریخ هنر جهان جاودان شود.

پتر پل روبنس در روز 28 ژوئن سال 1577 در سیگن در نزدیکی شهر کلن متولد شد زیرا پدرش ناگزیر شده بود از آنتورپ به این مکان پناه آورد.

روبنس در سال1600 میلادی آموزش نقاشی را در ایتالیا تکمیل کرد و به خدمت دوک مانتوا درآمد و در آنجا پیشگامان سبک باروک ، کاراواجیو ، تیسین و تینتورتو را کشف کرد.

در این هنگام خبر بیماری مادرش به روبنس می رسد و او در سال 1608 میلادی به آنتورپ بر بالین مادر در حال احتضارش بازمی گردد ، در حالی که از یک شهرت فوق العاده و لقب «شاهزاده نقاشی» برخوردار بود.

روبنس یک هنرمند بی نظیر و خستگی ناپذیر بود.از سراسر اروپا برای او سفارش می رسید ، به ویژه از دربارهای سلطنتی و از جمله دربار فرانسه.

روبنس در کارگاه نقاشی خود با دلسوزی شاگردان بسیاری را مانند آنتون وان دیک و جاکوب جوردائنس را پرورش داد.

در سن 32 سالگی ، این هنرمند ثروتمند و در عین حال با ایمان با ایزابل براندت ازدواج کرد و مدت 17 سال زندگی سراسر خوشبختی را در کنار همسرش سپری نمود.

اما با مرگ همسرش افسردگی دامنگیر روبنس شد و او برای دور شدن از آنتورپ ماموریت های سیاسی را پذیرفت.

در انگلستان چارلز اول به روبنس عنوان نجیب زادگی داد.

به این ترتیب ، در روز 30 مه سال 1640 میلادی پتر پل روبنس نقاش بزرگ فلامان در شهر آنتورپ درگذشت.اما مجموعه آثار غنی و متنوعی که از او برجا ماند که نامش را به عنوان بزرگترین نقاش سبک باروک در تاریخ هنر جهان جاودان کرد .


کشتار در استادیوم هیسل بروکسل
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۸   کلمات کلیدی:

25 سال پیش در روز 29 مه سال 1985 میلادی استادیوم هیسل بروکسل، پایتخت بلژیک میزبان دیدار فینال جام قهرمانی باشگاه های فوتبال اروپا بین 2 تیم یوونتوس ایتالیا و لیورپول انگلستان بود.اما به دلیل اوباشگری تماشاچیان به ویژه طرفداران انگلیسی تیم لیورپول به جای برگزاری یک مسابقه فوتبال در استادیوم هیسل این استادیوم به صحنه یک کشتار تبدیل شد که در جریان آن 39 نفر کشته و 454 نفر مجروح شدند.

حدود 30 دقیقه قبل از سوت آغاز بازی فینال جام قهرمانی باشگاه های اروپا ، اوباش انگلیسی که جایگاهشان در نزدیکی ایتالیایی های طرفدار یوونتوس بود ، در سکوها آتش برافروخته و پس از دادن دشنام به ایتالیایی ها به سوی آنها سنگ پرتاب کردند ، اما تنها به سنگ پرانی و دشنام دادن اکتفا نکرده و با چاقو به سوی ایتالیایی ها حمله ور شدند.

تماشاگران وحشتزده مسابقه با مشاهده این وحشی گری تلاش کردند از استادیوم فرار کنند. فشار جمعیت برای خروج از استادیوم موجب شد تعداد زیادی از آنها بین نرده های محافظ زمین بازی و جمعیتی که از پشت به آنها فشار می آوردند گرفتار شده و بر کف زمین سرنگون شوند.

میلیون ها بیننده تلویزیونی در سراسر جهان به طور زنده شاهد زیر دست و پا ماندن صدها زن و کودک و مرد بودند که نومیدانه تلاش می کردند خود را از زیر پاهای جمعیت نجات دهند.

حتی در تصاویر تلویزیونی مشاهده شد که یکی از اوباش با سلاح کمری با خونسردی به سوی جمعیت شلیک می کرد.از مجموع 39 کشته این حادثه 31 نفر ایتالیایی بودند.

یوونتوس به عنوان برنده این مسابقه جام قهرمانی باشگاه های اروپا را در میان اشک و اندوه دریافت کرد. این تلخ ترین قهرمانی یک تیم فوتبال بود که هیچ فردی برای آن جشن نگرفت.

به این ترتیب ، در روز 29 مه سال 1985 میلادی استادیوم هیسل بروکسل که میزبان دیدار فینال فوتبال جام قهرمانی باشگاه های اروپا میان 2 تیم یوونتوس ایتالیا و لیورپول انگلستان بود به جای برگزاری مسابقه فوتبال به دلیل اوباشگری طرفداران انگلیسی تیم لیورپول به یک قتلگاه مبدل گردید.

در این فاجعه 39 نفر از جمله 31 ایتالیایی کشته و 454 نفر زن و مرد و کودک مجروح شدند. در پی این حادثه تا سال ها تیم های فوتبال انگلستان از شرکت در مسابقه های فوتبال قاره اروپا محروم شدند.

فاجعه استادیوم هیسل یکی از حوادث به یاد ماندنی ورزش معاصر است که عمیقا چهره فوتبال حرفه ای را لکه دار کرد.


سلطان محمد قسطنطنیه را فتح کرد
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۸   کلمات کلیدی:

557 سال پیش در روز 29 مه سال 1453 میلادی شهر قسطنطنیه «کنستانتینوپل» توسط سلطان محمد دوم ملقب به فاتح سلطان عثمانی تصرف شد و عمر 1000 ساله امپراتوری بیزانس به پایان رسید. این روز یکی از روزهای کلیدی در تاریخ جهان غرب محسوب می شود.

شهر قسطنطنیه پایتخت امپراتوری بیزانس بود که بیش از 1000 سال از تاسیس آن می گذشت.زمانی امپراتوری بیزانس در اوج قدرت خود بود و بخش های وسیعی از اروپای شرقی ، آسیای صغیر و ارمنستان را تحت تصرف خود داشت ، اما با گذشت قرن ها این امپراتوری رو به زوال نهاد ، به طوری که قلمروی امپراتوری بیزانس محدود به شهر قسطنطنیه و مناطق پیرامونی آن شد.

هنگامی که عثمانی ها از تنگه بسفور عبور کرده و بخش اعظم شبه جزیره بالکان را تصرف کردند ، سقوط قسطنطنیه دیگر غیرقابل اجتناب بود.

این شهر کاملا در میان متصرفات عثمانی ها محاصره شده و در انزوا قرار گرفته بود.

با آغاز قرن چهاردهم میلادی پس از پیروزی های عثمانی ها در کوزوو ، نپکوپولیس و وارنا بر ارتش های متحد مسیحیان سقوط قسطنطنیه قریب الوقوع جلوه می کرد.

اما با شکست سلطان بایزید ایلدروم از تیمور لنگ در آنقره (آنکارای امروزی) سقوط نهایی شهر نیم قرن به تاخیر افتاد.

در نیمه قرن پانزدهم میلادی جمعیت قسطنطنیه که در اوج رونق امپراتوری بیزانس بیش از یک میلیون نفر بود به صد هزار نفر کاهش یافته بود و شهری که توسط کنستانتین اول امپراتور روم بنا شده بود فقط به سایه ای از آن شهر باشکوه تبدیل شده بود.

سرانجام محاصره نهایی قسطنطنیه توسط ارتش سلطان محمد دوم که حدود 500 هزار سرباز و یک ناوگان قدرتمند دریایی بود ، آغاز گردید.

کنستانتین یازدهم امپراتور بیزانس که نیروی اندکی برای دفاع در اختیار داشت در پشت استحکامات شهر به انتظار نشست تا از غرب به کمک او بشتابند.

سلطان محمد دوم به کمک توپ های خود شهر قسطنطنیه و استحکامات آن را بمباران کرد.

ناوگان دریایی عثمانی نیز از طریق تنگه بسفور و دریای مرمره شهر را از ناحیه دریا محاصره کرد اما نمی توانست از راه دریا شهر را مورد حمله قرار دهد.

سلطان محمد دوم دستور داد یک پل چوبی صاف و لغزنده بزرگ در ساحل مخالف ساخته شود و سپس هزاران سرباز عثمانی کشتی ها را در طول این پل لغزنده به جلو هل داده و سرانجام وارد شاخ طلایی شدند.

با توسل به این شیوه نیروی دریایی عثمانی زنجیر محافظ شاخ طلایی را دور زد و سربازان عثمانی به شاخ طلایی رخنه کردند.

با اینکه خطر عظیمی قسطنطنیه را تهدید می کرد اما درباریان و کشیشان ارتدوکس هنوز سرشان به اختلافات و دسیسه چینی علیه یکدیگر گرم بود.

سرانجام سربازان عثمانی حمله نهایی خود به شهر قسطنطنیه را آغاز کردند و روز مرگ نهایی امپراتوری بیزانس و سقوط شهر فرا رسید.

به این ترتیب ، در روز 29 مه سال 1453 میلادی شهر قسطنطنیه پایتخت امپراتوری هزار ساله بیزانس توسط سلطان محمد دوم ملقب به فاتح سلطان عثمانی تصرف شد و عمر 1000 ساله امپراتوری بیزانس پایان یافت.

پس از تصرف قسطنطنیه سلطان محمد فاتح نام آن را به استانبول تغییر داد و این شهر پایتخت امپراتوری عثمانی شد. سقوط قسطنطنیه یک مرحله مهم در تاریخ جهان و به ویژه اروپا محسوب می شود. سقوط قسطنطنیه به دوران طولانی قرون وسطی در اروپا خاتمه داد و دوره رنسانس آغاز شد.


نبرد دریایی تسوشیما
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤   کلمات کلیدی:

105سال پیش در روز 27 مه سال 1905 میلادی ، ناوگان جنگی امپراتوری ژاپن در تنگه تسوشیما ناوگان دریایی بالتیک روسیه تزاری را به کلی نابود کرد.این نبرد دریایی در سواحل مجمع الجزایر تسوشیما در تنگه دریایی که خاک شبه جزیره کره را از ژاپن جدا می کند ، رخ داد.

این پیروزی نقطه عطفی در برتری جویی ژاپن در قاره آسیا بود که تا سال 1945 ادامه یافت.

جنگ ژاپن و روسیه در شب 7 فوریه 1904 میلادی با حمله ناگهانی و بی مقدمه ارتش ژاپن به بندر پورت آرتور که جزو متصرفات روسیه تزاری در کشور چین بود ، آغاز شد.

در این حمله ، ناوگان ژاپن به فرماندهی دریاسالار هیهاشیرو توگو 7 فروند کشتی روسی که در بندر لنگر انداخته بودند را غرق کرده و 8000 سرباز ژاپنی در ساحل پیاده شدند.

در آن دوره سرزمین کره جزئی از خاک چین بود.سربازان ژاپنی پس از پیاده شدن به سوی شهر سئول حرکت کردند.

در عین حال نیروهای ژاپنی بندر پورت آرتور و پادگان روسی آن را محاصره کرده که سرانجام نیروهای روسی در 2 ژانویه سال 1905 تسلیم شدند.

سپس نبرد موکدن در منچوری بین نیروهای ژاپنی و روسی درگرفت که پس از شکست نیروهای روسی ، آنها ناگزیر شدند سرزمین منچوری را رها کنند.

شکست های پیاپی غول روسیه تزاری در مقابل کشور کوچک و ناشناخته آسیایی ژاپن موجب یک شورش در شهر سنت پترزبورگ پایتخت روسیه در 22 ژانویه سال 1905 گردید.

ژاپن در نبردهای زمینی پیروز شده بود.تزار نیکلای دوم به ناوگان روسیه در دریای بالتیک دستور داد که به سوی ژاپن حرکت کند.

ناوگان روسیه به فرماندهی دریاسالار روچستونسکی 8 ماه طول کشید که با گذر از دماغه امید نیک اوراسیا را دور بزند و به سواحل ژاپن نزدیک شود.

اما دریاسالار توگو راه را بر ناوگان روسیه در تنگه تسوشیما بست و پس از 2 روز نبرد ناوگان بالتیک روسیه را در هم شکست.

از 45 فروند کشتی های جنگی ناوگان بالتیک ، تنها 2 ناوشکن و یک رزمناو توانستند از مهلکه تسوشیما جان سالم به در برند و خود را به بندر روسی ولادی وستک برسانند.

در نبرد دریایی تسوشیما ، 5000 سرباز روس کشته و 6000 نفر اسیر شدند.

در حالی که ژاپنی ها تنها 3 ناوشکن را از دست داد و تعداد تلفات آنها 700 نفر بود.

به این ترتیب ، در روز 27 مه سال 1905 میلادی ، ناوگان جنگی امپراتوری ژاپن در تنگه تسوشیما ناوگان دریایی بالتیک روسیه تزاری را در هم شکست و آن رابه کلی نابود کرد.

تزار نیکلای دوم ناگزیر شد میانجیگری تئودور روزولت ، رئیس جمهور آمریکا را بپذیرد و در مذاکرات صلح پرتسموث در آمریکا یک صلح تحقیرآمیز را امضا کند.

بر اساس این طرح صلح روسیه نیمی از جزیره ساخالین ، متصرفات خود در منچوری ، بندر پورت آرتور و شبه جزیره لیائوتونگ را به ژاپن واگذار کرد.

در عین حال روسیه قیمومیت ژاپن بر کره و بخش بزرگی از منچوری را به رسمیت شناخت.

نبرد دریایی تسوشیما سرآغاز یک عصر پرآشوب برای جهان بود که شاهد بروز 2 جنگ جهانی و دهها جنگ منطقه ای شد و سرانجام در ماه اوت 1945 در ناکازاکی پس از انفجار دومین بمب اتمی خاتمه پذیرفت.


← صفحه بعد